این هدف عالی و نهایی تربیت است . بزرگان بشر را به این صفت می ستایند و آن را مفیاس و میزان عظمت و شخصیت و بزرگی افراد بشر معرفی می کنند.
اساسا مالکیت بر نفس و تسلط بر خویشتن یعنی چه؟
مالکیت و تسلط معمولا مستلزم دو طرف است: یکی حاکم و دیگری محکوم .حال آنکه هر کسی یک فرد یش نیست و چگونه ممکن است که یک فرد خودش بر خودش مسلط شود؟ وخودش بر خودش حکومت کند؟ یک حقیقت مسلم در کار هست که هر کسی بامراجعه به ضمیر خود می تواند آن را بفهمد وبعد این معنا روشن می شود :
هر کاری که انسان با اختیار خودش انجام می دهد مثل راه رفتن و غیره اینها ابتدامراحلی در درون انسان طی می کند یعنی اول فکر و اند یشه ی این کار در ضمیر پیدا می شود و سپس فواید و ضررهای آن در نظر انسان مجسم می شود و بعد میل غریزی تحریک می شود و پس از آن به مر حله عزم و تصمیم و اراده می رسد و منجر به عمل می شود.
در تعلیم و تربیت هدف تعلیمات ، تقویت دستگاه فکر و ادراک و بالا بردن سطح افکار است و هدف تربیت تثبیت نیروی اراده است .وقوه ی تشخیص و ادراک هر اندازه که قوی باشد مادام که اراده به حد کافی قوی و نیرومند نباشدو قدرت اجرا نداشته باشد مفید قایده ای نیست .
قدرت و نفوذ اراده در جایی به فریاد انسان می رسد که عملی که بر وفق تصویب عقل می خواهد انجام شود بر خلاف میل و عادات و تن آسانی باشد.
تنها یک اراده قوی لازم است که میل های مخالف را عقب براند و خیر و فضیلت را اجرا کند
نکته عجیبی که روان شناسان یاد آوری کرده اند این است که انسان در وقتی که اراده اش بر شهوت غالب می شود در وجدان خود احساس فتح و نیرو می کند و وقتی که شهوت و تمایلات نفسانی را انجام می دهد احساس ضعف و شکست می کند .این نمود وجدانی نماینده ی چه حقیقتی است؟
حقیقت این است که جوهر شخصیت و منش انسان را عقل و اراده او تشکیل می دهد و سایر امور طفیلیهای وجود انسان است و هر حالت نفسانی که جنبه ی روحی و معنوی اش زیادتر است به شخصست انسان نزدیکتر است و هر حالت نفسانی که جنبه ی مادی و نفسانی در او زیادتر است از منش واقعی او دورتر است .انسان هم از جنبه جسمانی امتیازاتی دارد و هم از جنبه معنو ی و چون روح در همه جا ملاک شخصیت واقعی جاندار است پس ملاک شخصیت واقهی انسان روح اوست .
با اوصاف وجود این همه عقل و قدرت ادراک وبلاگی های عزیز ! انصافا در مورد اعمالمون چقدر فکر می کنیم و چقدر اراده داریم که بر خلاف تمایلات غریزی و بر اساس تمایلات مورد قبول جدان و روحمون عمل کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نظر تون رو بگید.![]()
(برگرفته از کتاب حکمت ها و اندرزها جلد 2 از استاد شهید مرتضی مطهری )
((در جریان باشند اون دسته از دوستانی که از کتابهای دکتر شریعتی هم خواسته بودن ، روچشم منتظر باشید ...))
